تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
هيچ طاعت نه ركوع و نه سجود * تا ابد از مايه نايد در وجود
گر چو تو در دارِ دنيا بودمى * يك دم از طاعت كجا آسودمى
پيش ازين بوديم مشتى بى خبر * قدرْ اكنون مىبدانيم اين قدر
اى دريغا راهِ طاعت بسته شد * دم گسسته گشت و غم پيوسته شد
نه بسوىِ طاعتم راهى بماند * نه دلم را زهره آهى بماند
اى دريغا فوت شد عمرِ دراز * غصّه ماند و قصّه نتوان گفت باز
هر نفس صد گوهرِ ارزنده بود * ليك از ما در لوشَن افكنده بود
اى دريغا مىندانستيم ما * كار كردن مىتوانستيم ما
لاجرم امروز حيران مانده‌ايم * در پشيمانى به زندان مانده‌ايم
مرغ قدرِ بال و پر اندك قَدَر * آن زمان داند كه سوزد بال و پر
تو ز كورى ره نمىدانى ز چاه * خيز از حق ديده بيننده خواه
كارِ تو يا رب كه چون زيبا كنند * گر به كورىِ خودت بينا كنند
منطق الطير ( چاپ عكسى ) ( فارسى ) — صفحة 206 | فريد الدين العطار النيسابوري