من مگر نمرودِ وقتم كز حبيب * كيك و سارَخْك و مگس دارم نصيب . »
ديگرى گفتش گنه دارم بسى * با گنه چون ره بَرَد آنجا كسى
چون مگس آلوده باشد بىخلاف * كى سزد سيمرغ را در كوهِ قاف
چون ز ره سر تافت مردِ پُر گناه * كى تواند يافت قربِ پادشاه ؟
گفت اى غافل مشو نوميد ازو * لطف مىخواه و كرم جاويد ازو