الا ان الايمان يمان و الحكمة يمانية و اجد نفس ربكم من قبل اليمن
( مسند احمد ج 2 ص 541 )
مولوى فرمايد :
آنكه يابد بوى رحمن از يمن * چون نيابد بوى باطل را ز من
مصطفى چون بوى برد از راه دور * چون نيابد از دهان ما بحور
( نقل از احاديث مثنوى )
گاز ( ص 10 س 10 )
آنچه بدان سر شمع را گيرند و انواع مقراض را گويند .
گدازش ( ص 13 س 20 )
بمعنى گداختن و گدازيدن بمعنى گداختن و گداخته شدن
گردران ( ص 220 س 20 )
بكسر اول . ف . استخوان ران را گويند كه بر آن گوشت بسيار باشد و كنايه از عيش و رفاهيت هم هست .
مسعود سعد سلمان گفته :
چون دولتى نبود مرا محنتى فزود * بىگردهاى شگفت نبودست گردران
گردناى ( ص 789 س 3 )
پيرامون و گردناى چرخ كنايه از آسمان است
خاقانى گفته :
پاكا منزها تو نهادى بامر خويش * در گردناى چرخ سكون و بقاى خاك
گرگ آشتى ( ص 757 س 1 )
و گرگ آشنائى كنايه از صلح بنفاق و آشنائى بنفاق
گرگ آشتى است لطف ، عتاب آشناى اوست * و اين هم عنايتى است كه يكرو نمىكند ( آ )
ناصر خسرو گويد :
مكن قصد جفا گر باوفايى * ز سگ طبعى بود گرگ آشنايى
( امثال و حكم دهخدا )
گلشكر ( ص 127 س 9 )
و گلقند . ف . تركيبى است از شكر و برگ گل و گاهى بجاى قند شهد اندازند و آن را گل انگبين خوانند .
شيخ شيراز فرمايد :
گر گلشكر خورى بتكلف زيان كند * ور نان خشك دير خورى گلشكر بود