تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 891

مساهمون:

ص٨٩١
كميت ( 293 س 11 ) بضم اول و فتح ميم . ع . اسب سرخ رنگ كه به سياهى زند و يال و دم سياه باشد . كنب ( ص 9 س 6 ) بر وزن طلب . ف . ريسمانى است كه از پوست نبات كتان بافند و محكم است . سنائى غزنوى گفته : « دست اعداى تو بربسته بدار از كنبى » انورى گفته : « مدتى شد كه به آونگ سرش در كنب است » . كنه ( ص 811 س 5 ) بضم كاف و سكون نون و هاء . ع . گوهر هر چيز و پايان او و حقيقت چيزى . كواره ( ص 244 س 13 ) بضم ظروف سفالين را گويند فريد خراسانى گويد :
پيش مستان بزم وحدت تو * چه كواره چه كاسهء زرين
كو فريدونى كه گاوان را كند قربان عيد ( ص 836 س 17 ) اشاره است به داستان پرورش يافتن فريدون بشير گاوى نغز و پرمايه و قربانى شدن آن گاو بدست ضحاك .
همان گاوكش نام پرمايه بود * ز گاوان ورا برترين پايه بود
كجا نامور گاو پرمايه بود * به مهر فريدون دل آكنده بود
همان گاو پرمايه كم‌دايه بود * ز پيكر تنش همچو پيرايه بود
ز خون چنان بىزبان چارپاى * چه آمد بر آن مرد ناپاك‌راى
( شاهنامه فردوسى ) كوز ( ص 373 س 14 ) بر وزن روز . ف . پشت خميده و دو تا شده را گويند خواه از پيرى باشد و خواه از علت ديگر و كنايه از فلك هم هست . كه آدم بود يك كف خاك نمناك ( ص 842 س 16 ) اشاره بدين حديث است : كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين ( مرصاد العباد چاپ تهران ص 79 ) كه تا ز سوى يمن بشنود دم رحمان ( ص 810 س 18 ) اشاره بخبر ذيل است : انى لاجد نفس الرحمن من جانب اليمن ( احياء العلوم ج 3 ص 153 )