خمرت طينة آدم بيدى اربعين صباحا ( مرصاد العباد ص 38 )
( نقل از احاديث مثنوى )
بدان نفس كه ز خون شد محاسنش چو عقيق ( ص 725 س 11 )
اشاره است به داستان شكستن پيشانى پيغمبر در جنگ احد در سال سوم هجرت عبد الله بن قميئه پس از آنكه مصعب بن عمير را كه پيشاپيش پيغمبر ( ص ) رايت مىبرد از پاى درآورد پاره سنگى چند بدست گرفت و به پيشانى پيغمبر زد پيشانى شكست و خون از آن جارى شد .
( ناسخ التواريخ جلد 3 ص 153 ) ( براى اطلاع بيشتر رجوع شود به ابن اثير ج 2 ص 61 و ابو الفداء ج 1 ص 133 )
بدخشان ( ص 764 س 20 )
نام ولايتى است ما بين هندوستان و خراسان گويند معدن لعل و طلا در آنجا هست ( آ )
برآوريد ز دودى كبود در شش روز ( ص 809 س 17 )
اشاره است به آيه 10 سوره فصلت :
«
ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ
»
برخاست لا ز پيش و بالا در اوفتاد ( ص 761 س 14 )
اشاره است به الا كه مقام اثبات حق ولا كه مقام نفى غير است و مقصود لا إله الا للّه از نفى باثبات رسيدنست .
بر سرى ( ص 771 س 11 )
و بر سر . ف . بمعنى علاوه و آن عبارتست از بار قليلى كه بر بار كثير بر سر گذارند و آن را سربارى نيز گويند .
بركستوان ( ص 792 س 20 )
بفتح اول و ضم كاف پوششى بود كه در روز جنگ مىپوشيدهاند و بر اسب نيز براى حفظ مىافكندهاند و آن جامهاى بوده كه بجاى پنبه در آن پيله و ابريشم فرومايه كه كج و كژ گويند مىگذاشته و مىدوختهاند .
فردوسى گفته :
« بپوشيد بركستوان نبرد »
فرخى گويد :
در مصاف دشمنان كو با كمان يورش گرفت * مرد در جوشن بلرزد پيل در بركستوان ( آ )
برو انگشت بر لب نه كه در انگشت رحمانى ( ص 832 س 14 )
اشاره است بدين حديث :