تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 770

مساهمون:

ص٧٧٠
چه وزن آورد شبهى اى سليم‌دل * جايى كه ناپديد شود صد جهان گهر
انگشت بازنه بلب و دم مزن از آنك * بودند پيشتر ز تو مردان پرهنر « 1 »
گر مرد راه‌بين شده‌اى عيب كس مبين * از زاغ چشم بين و ز طاووس پرنگر « 2 »
بر عمر اعتماد مكن ز زانكه عمر تو * يك لحظه بيش نيست « 3 » و آن هست ما حضر
سالى هزار نوح بزيست « 4 » و بعاقبت « 5 » * شد شش هزار سال كه كرد از جهان گذر
تو هم يقين بدانكه ترا همچو كعبتين * در شش‌در فنا فكند چرخ پاك بر
زارى تو همچو كاه و اگر كوه گيرمت « 6 » * چون با اجل شوى تو بدين زور كارگر « 7 »
از فتنه و بلا « 8 » نتوانى گريختن * گر فىالمثل چو مرغ برآرى هزار پر
فرزند آدمست « 9 » كه هرجا كه فتنه‌ايست « 10 » * در هر دو كون هست سوى او نهاده سر « 11 »
هامش
( 1 ) - فر : مردان راه بر ( 2 ) - سل و مه و نو : دم نگر ( 3 ) - مه : بيش نبود ( 4 ) - سل و فر و فى و نو : نوح بماند ( 5 ) - فر : بعافيت ( 6 ) - فر : همچو كاهى و تن كوه‌گير هست ( 7 ) - سل : با كمر . فر : درنگر . نو : در كمر ( 8 ) - فر : فتنهء بلا ( 9 ) - فر : فرزند آدميست ( 10 ) - مه : فتنه‌اى ( 11 ) - مه : نهاد سر
ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 770 | فريد الدين العطار النيسابوري / تقى تفضلى