تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 768

مساهمون:

ص٧٦٨
چون كرم پيله پردهء خود را كند تمام * ز ان پرده گور او كند اين « 1 » دير پرده در « 2 »
چون وقت كار تست چه غافل نشسته‌اى * برخيز و وقت « 3 » كار غم خويشتن « 4 » بخور
چون كرم پيله بر تن خود بيش ازين متن * خرسند گرد و رنج جهان بيش ازين مبر
چون دانه و زمين بود و آب بر سرى * آن به كه كشت و ورز كند مرد برزگر
گر وقت « 5 » كشت « 6 » خوش بنشيند ميان ده * دانى كه حال چون بودش وقت برگ و بر
كى بر دل تو نقش حقيقت شود « 7 » پديد * كز نقش نفس هست « 8 » دلت هر نفس بتر
از دل طمع مدار كه صد گونه شهوتست * نقش دل چو سنگ تو كالنقش فى الحجر
اندر نهاد بوالعجبت هفت دوزخ است * از راه پنج حس تو فروبند هفت در
پس بر صراط شرع روان گرد و هوش دار * زيرا كه هست زير صراط آتش سقر
هامش
( 1 ) - مه : پرده دور افكندش دير . فر : پرده كردار كند ( 2 ) - سل : اين بيت را ندارد ( 3 ) - فر و مه و فى و نو : برخيز وقت ( 4 ) - فر و فى : كار غم كار خود . مه : كار و غم خويشتن ( 5 ) - سل و مه و نو : در وقت ( 6 ) - فر : خويش خوش بنشيند . مه : چون كه نشيند ( 7 ) - فر و فى : بود پديد ( 8 ) - مه : نفس تست
ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 768 | فريد الدين العطار النيسابوري / تقى تفضلى