بقانعى كه همه كون بوريا پنداشت * كه كس نيافت از آن بورياش بوى ريا
بعاصيى كه بس از توبه در شبى صد بار * بنار و نور در افتد ميان خوف و رجا
بقاف و طور و سرانديب و بو قبيس و احد * بمروه و جبل الرّحمة و منا و صفا
به آب زمزم و آب فرات و آب محيط * به آب كوثر و آبحيات و آب رضا
بمجمع العرفات و بمحشر العرصات * بمنظر الدّرجات و به مخرج المرعى
بعزّ عالم ارواح و عالم اجساد * بفرّ عالم كبرى و عالم صغرى
به بيت معمور و بيت قدس و بيت حرام * به بيت احزان و بيت قبر و بيت بقا
بخال طرفهء نون و به چشم شاهد صاد * بزلف پرخم ياسين و طرّهء طاها
بقاف و القرآن و بصاد و القرآن * بعلّم القرآن و بعلّم الاسما
بروز عرّفه و روز بدر و روز حُنين * بروز جمعه و عيد و بروز حشر و جزا
بعزّت شب قدر و شب حساب برات * به حرمت شب آبستن و شب يلدا