بسمع آنكه چو شد پشّه در سر نمرود * ز زخم راندن آن نيش مىشنود آوا
بمبدعى كه در ابداع او جهانى عقل * بهر نفس ز سر عجز مىشود شيدا
بقادرى كه به يكدم هزار نقش نگاشت * ز اوج دايرهء چرخ و مركز غبرا
به صانعى كه بيك حلّهبافى صنعش * هزار رنگ برآورد خاك چون ديبا
بيك خداى قديم و بيك رسول كريم * بيك حضور قيامت بيك شهود لقا
به دو سجود و دو حرف ظهور كن فيكون * به دو عروج و دو معراج و دو جهان و دنا
بسه جواهر روح و بسه رطوبت چشم * بسه طلاق بصدق و بسه طريق ملا
بچار پيك خداى و بچار يار رسول * بچار جوى بهشت و بچار فصل بها
به پنج فرض نماز و به پنج نُزل كتاب * به پنج نوبت شرع و به پنج ركن هدى
به شش سحرگه فطرت به شش جهات جهان * به شش كرامت و شش روز و شش كريم عبا
بهفت اختر علو و بهفت كشور سفل * بهفت مفرش ارض و بهفت سقف سما