سستتر مىنمود در متن ديوان حاضر نياورديم ولى درينجا ذكر مىكنم تا اگر بعدها در نسخهء معتبرى ديده شد در چاپهاى بعد در متن اضافه گردد :
خدايا رحم بخش آن يار ما را * نگار و دلبر عيّار ما را
دلارامى كه همچون زلف مشكين * پريشان كرد ناگه كار ما را
گهى در صلح باشم گاه در جنگ * نبيند هيچكس اسرار ما را
دريغا هجر او ناگاه بشكست * ببوى وصل او بازار ما را
كسى خواهد كه رنگ عشق بيند * بيا و گو ببين رخسار ما را
خداوندا وصال يار بخشى * غلام عاشق عطّار ما را
كه در صفحهء 5 آمده است .
اى دوست اين جهان كه على الحق جهان ماست * آنست بارگاه حقيقى از آن ماست
تو سر بهر چه در نظر آيد فروميار * كين هرچه هست از جهت امتحان ماست
هر برگ و هر گياه كه از خاك مىدمد * هريك ز درد و حسرت ما ترجمان ماست
يكذرّه نيست جمله به روى زمين مگر * اين ذرّهاى كه هست تن ناتوان ماست
يك شربت آب مىنتوان خورد در جهان * كين كوزههاى خاك تن ناتوان ماست
عطار راه يافته از نور رهنماى * در راه راست راهبر كاروان ماست
كه در ص 57 آمده است .