يكبار در ص 364 و بار ديگر در ص 488 آمده است .
سر مويى سر عالم ندارم
يكبار در ص 354 و بار ديگر در ص 443 آمده است .
از مى عشق تو چنان مستم
يكبار در ص 405 و بار ديگر در ص 445 آمده است .
تا ما سر ننگ و نام داريم
يكبار در ص 378 و بار ديگر در ص 451 آمده است .
جانا مرا چه سوزى چون بالوپر ندارم
يكبار در ص 392 و بار ديگر در ص 454 آمده است .
هر كه جان درباخت با ديدار او
يكبار در ص 528 و بار ديگر در ص 551 آمده است .
و به همين ترتيب پنج غزل ديگر را نيز در دو جا آورده است .
غير از غزليات نامبرده كه كاتب تكرار كرده است در چند مورد ديگر علاوه بر تكرار تصرفاتى هم كرده است ، از آن جمله است :
در غزل :
از مى عشق تو مست افتادهام
يكبار در صفحهء 416 با رديف « مست افتادهايم » و بار ديگر در صفحهء 442 با رديف « مست افتادهام » آمده است ، و همچنين غزل :
اى هجر تو وصل جاودانى
را يكبار در صفحهء 587 آورده و بار ديگر به صورت « اى وصل تو عيش جاودانى » در صفحهء 620 تكرار كرده است .
و به همين ترتيب با تصرفات نارواتر شش غزل ديگر را هم تكرار كرده