تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة مقدمه 74

مساهمون:

صمقدمه ٧٤
است . در صفحهء 117 اين غزل مولانا جلال الدين را :
گر جان عاشق دم زند آتش درين عالم زند « 1 » * اين عالم بىاصل را چون ذرّه‌ها بر هم زند ( ص 117 )
به حساب غزليّات عطّار گذارده و آورده است ، و علاوه بر اينها بعضى ابيات مغلوط و مغشوش است و چون كاتب ظاهرا طبع شعرى هم داشته است چنين به نظر مىرسد كه هرجا صلاح دانسته بعضى ابيات را به سليقه و ذوق خود اصلاح كرده است و از ارزش نسخه بسيار كاسته است . به اين دلايل اين نسخه در كار تصحيح ديوان عطار مورد اعتماد قرار نگرفته و هيچ نكته‌اى از روى اين ديوان تصحيح نشده است ، فقط تعدادى از غزليات اين ديوان را كه در نسخ ديگر يافت نمىشده است در ديوان حاضر نقل كرده‌ايم كه در ذيل صفحات مشخص مىباشد . چون در صحت انتساب بعضى از غزليات اين ديوان جاى شك باقى بود « 2 » پنج غزل زير را كه
هامش
( 1 ) - رجوع شود به ديوان كبير شمس بتصحيح بديع الزمان فروزانفر جلد 2 ص 3 غزل شماره 527 . ( 2 ) - اين غزل :گر چنين سنگدل بمانى تو * وه كه بس خونها برانى توچه بلايى بر اهل روى زمين * از بلاهاى آسمانى توبه شمارهء 709 كه در ص 519 ديوان حاضر آمده و از روى اين نسخه ( مس ) استخراج شده است وقتى با اين بيت :چو كامت بر نمىآيد بناكامى فروده تن * كه در زندان ناكامى نيابى كامرانى توكه متعلق بغزل شماره 710 است و بلافاصله بعد از غزل اولى در ص 520 آمده است مقايسه شود در انتساب غزل اول بعطار مىتوان ترديد كرد ! و همچنين شش غزل زير كه از روى اين نسخه نقل شده و در متن ديوان حاضر آمده است در صحت انتساب آن بعطار احتمال ترديد مىروددلا ديدى كه جانانم نيامد( ص 211 )از پس پردهء دل دوش بديدم رخ يار( ص 294 )آتش عشق تو دلم كرد كباب اى پسر( ص 302 )نيست به هيچ رو مرا بىتو قرار اى پسر( ص 303 )آنكه سر دارد كلاهش نرسدش( 325 )اى پسر اين رخ بآفتاب درافكن( 493 )