تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
چو كامت بر نمىآيد بناكامى فروده تن * كه در زندان ناكامى نيابى كامرانى تو
به چيزى زندگى بايد كه نبود زين جهان لابد * كه تا چون زين جهان رفتى بدان زنده بمانى تو
و گر زنده به دنيا باشى اى غافل در آن عالم * بمانى مرده و هرگز نيابى زندگانى تو
اگر تو پرّ و بال دنيا و عقبى بيندازى * خطابت آيد از پيشان كه هرچ آن جُستى آنى تو
بلى هر دم پيامت آيد از حضرت كه اى محرم * چو حىّ لايموتى تو چرا بر خود نخوانى تو
چو گشتى زين خطاب آگاه جانت را يقين گردد * كه سلطان جهان‌افروز دار الملك جانى تو
زهى عطّار كز بحر معانى چون مدد دارى * توانى كرد هر ساعت بسى گوهرفشانى تو

710

اى جهانى پشت گرم از روى تو * ميل جان « 1 » از هر دو عالم سوى تو « 2 »
صدهزاران آدمى را ره « 3 » بزد * مردم آن نرگس جادوى تو
لا ابالىوار خوش بر خاك ريخت * آب روى عاشقان ابروى تو
سر برون كن تا ببينى عالمى * هر يكى را شيوه‌اى در كوى تو
دست دور از روى تا پروانه‌وار * پاىكوبان جان دهم بر روى تو
هامش
( 1 ) - مه : ميل جان هر دو ( 2 ) - مج و سل : اين غزل را ندارد ( 3 ) - فر و مس : آدمى از راه برد
ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 566 | فريد الدين العطار النيسابوري / تقى تفضلى