706
چون نيست كسى مرا بجاى تو * ترك همه گفتم از براى تو « 1 »
نور دل من ز عكس روى تست * تاج سر من ز خاك پاى تو
خوش خوش بربود جان شيرينم * شيرينى لعل جانفزاى تو
برد از سر دلبرى دل مستم * مخمورى چشم دلرباى تو
خون دل من بريختى يعنى * يك بوسه بسست خونبهاى تو
نى نى كه مرا دريغ مىآيد * آن بوسه ترا بناسزاى تو
از جور چو من كسى چه برخيزد * عطّار نديد كس بجاى تو
707
اى سيهگر سپيدكارى تو * سرخرويى و سبز دارى تو « 2 »
من بجان سوختم بگو آخر * با شب و روز در چه كارى تو
رو به كار تو كى توانم برد * زانكه بس بوالعجب نگارى تو
كار ما را قرار مىندهى * دلبرى سخت بىقرارى تو
نيست بويى ز وصل تو كس را * زانكه همرنگ روزگارى تو
غم من خور كه غم بخورد مرا * راستى نيك غمگسارى تو
زان سبب شادمانى از غم من * كه ازين غم خبر ندارى تو
بلبل شاخ عشق عطّارست * گر به خوبى گل بهارى تو
708
گر چنين سنگدل بمانى تو * وه كه بس خونها برانى تو « 3 »
هامش
( 1 ) - مج و سل و فر و مه : اين غزل را ندارد مس : دارد
( 2 ) - مج و سل و فر و مه :
اين غزل را ندارد . مم : فقط بيت پنجم را دارد
( 3 ) - مج و سل و فر و مه : اين غزل را ندارد . مس : دارد