در قيامت با تو خواهد بود و بس « 1 » * هر چه از ما خير و شر خواهيم كرد « 2 »
هر چه آن عطّار در وصف تو « 3 » گفت * ذكر دايم « 4 » را ز بر خواهيم كرد « 5 »
209
پشت بر روى جهان خواهيم كرد * قبله روى دلستان خواهيم كرد « 6 »
سود ما سودايى عشقت بسست * گرچه دين و دل زيان خواهيم كرد
خاصه عشقش را كه سلطان دلست * مركبى از خون روان خواهيم كرد
دل اگر خون شد ز عشقش باك نيست * كين چنين كارى بجان خواهيم كرد
گر در اول روز خون كرديم دل * روز آخر جانفشان خواهيم كرد
ذرّه ذرّه در ره سوداى تو * پايهاى نردبان خواهيم كرد
چون بيك يك پايه بر خواهيم رفت * پايهاى زين دو جهان خواهيم كرد
تا كسى چشمى زند بر هم به حكم * ما دو عالم در ميان خواهيم كرد
آن روش كز هر چه گويم برترست * برتر از هفت آسمان خواهيم كرد
و آن سفر كافلاك هرگز آن نكرد * ما كنون در يك زمان خواهيم كرد
گر كند چرخ فلك صد قرن سير * ما بيك دم بيش از آن خواهيم كرد
پس بيك يكذرّه و يكيك وجود * خويشتن را امتحان خواهيم كرد
سر ز يكيك ذرّه برخواهيمتافت * وز همه عالم كران خواهيم كرد
شبنمى بىپا و سر خواهيم شد * قصد بحر جاودان خواهيم كرد
تا ابد چندان كه ره خواهيم رفت * منزل اوّل نشان خواهيم كرد
نيست از پيشان ره كس را خبر * پس خبر از كاروان خواهيم كرد
كس جواب ما نخواهد داد باز * گرچه بسيارى فغان خواهيم كرد
هامش
( 1 ) - مج : گشت و بس . فر : گشت راست
( 2 ) - سل : اين بيت را ندارد
( 3 ) - سل : از بهر تو
( 4 ) - سل و مه : ذكر باقى را . فر : تو دايم
( 5 ) - نو : نيز اين غزل را دارد
( 6 ) - مج و سل و فر : اين غزل را ندارد . مه و مم : دارد