تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
پايم ز دست واقعه در قير « 1 » غم گرفت * كارم ز جور « 2 » حادثه از دست درگذشت
بر روى من چو بر جگر من نماند آب * بس سيلهاى خون كه ز خون جگر گذشت « 3 »
هر شب ز جور « 4 » چرخ بلايى دگر رسيد * هر دم ز روز عمر بدردى « 5 » دگر گذشت
خواب « 6 » و خورم نماند و گر قصّه گويمت * زان غصّه « 7 » ها كه بر من بىخواب و خور گذشت
اشكم بقعر سينهء « 8 » ماهى فرورسيد * آهم ز روى آينهء ماه درگذشت
در برگرفت جان مرا تير غم چنانك * پيكان بجان رسيد و ز جان تا ببر گذشت
بر جان من كه رنج و بلايى نديده بود * چندين بلا و رنج ز دردم بدر گذشت
بر عمر من « 9 » اجل چو سحرگاه شام خورد * زان شام آفتاب من اندر سحر گذشت
عطّار چون كه سايه عزّت بر او نماند * چون سايه‌اى ز خوارى خود در بدر گذشت

131

در عشق تو عقل سرنگون گشت * جان نيز خلاصهء جنون گشت « 10 »
هامش
( 1 ) - فر : قعر غم ( 2 ) - مم : ز دست حادثه ( 3 ) - فى : اين بيت را ندارد ( 4 ) - مم : ز دور چرخ ( 5 ) - فر : عمر زردى ( 6 ) - فى : چون خواب و خور . مم : خود خواب و خور ( 7 ) - فى و مم : قصه ( 8 ) - فى : پشت چشمه ماهى ( 9 ) - فر : بر سر منه اجل ( 10 ) - مه و فر : اين غزل را ندارد . مج و سل و نو : دارد