تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
جايى كه شمع رخشان ناگاه بر فروزند « 1 » * پروانه چون نسوزد كش « 2 » سوختن يقينست
گر سرّ عشق خواهى از كفر و دين گذر كن * كانجا كه عشق آمد چه جاى كفر و دينست
عاشق كه « 3 » در ره آيد اندر مقام اوّل * چون سايه‌اى به خوارى افتاده در « 4 » زمينست
چون مدتى « 5 » برآيد « 6 » سايه نماند اصلا * كز دور جايگاهى خورشيد در كمينست
چندين هزار رهرو دعوى عشق كردند * بر خاتم طريقت منصور چون نگينست
هركس كه دُرّ معنى زين بحر بازيابد * در ملك هر « 7 » دو عالم جاويد نازنينست
كارى قويست عالى « 8 » كاندر ره طريقت * بر هر « 9 » هزار سالى « 10 » يك مرد راه‌بينست
تو مرد ره چه دانى زيرا كه مرد ره را * اوّل قدم درين ره بر چرخ هفتمينست
عطّار اندرين ره جايى فتاد « 11 » كانجا * برتر ز جسم و جانست « 12 » بيرون ز مهر و كينست « 13 »
هامش
( 1 ) - سل و فر : برفروزد ( 2 ) - سل : كين سوختن . فر : چون ( 3 ) - سل و فر : چو در ره ( 4 ) - سل و فر : بر زمين ( 5 ) - سل : چون ساعتى ( 6 ) - فر : برآمد ( 7 ) - فر : پيوسته در دو عالم ( 8 ) - سل : قويست و عالى ( 9 ) - سل : در هر ( 10 ) - فر : از هر هزار مردى ( 11 ) - فر : جايى رسيد ( 12 ) - فر : جسم و جان ديد ( 13 ) - ترتيب ابيات در مج و سل همچنين است و در فر : به صورت ديگرى است
ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 70 | فريد الدين العطار النيسابوري / تقى تفضلى