تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان عطار ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
چون با تو نهم قرار وصلت « 1 » * چون كار تو از قرار بيرونست
مرغى كه در اوفتد بدامت * هر لحظه ز صدهزار بيرونست
جانهاى عزيز را درين درد « 2 » * سرگشتگى از شمار بيرونست
زان برد غم تو روزگارم * كز گردش روزگار بيرونست
آنجا كه حساب كار عشقست * از پردهء پرده‌دار بيرونست
بىكار مباد هيچ‌كس ليك « 3 » * كار تو ز وسع « 4 » كار بيرونست
هرچ آن تو نهى به حيله بر هم * جمله ز حساب يار بيرونست
اى دل ره يار گير كين راه * از زحمت تخت و دار بيرونست
در عالم عشق كار عطّار * از شيوهء فخر و عار بيرونست

95

فانى شو ازين هستى اى دوست بقا اينست * زان راه هوا تا كى راهت به خدا اينست « 5 »
دورى طلب از كثرت بگريز ازين وحشت * يكرنگ شو از وحدت اى دوست لقا اينست
از غير تبرّا كن با دوست تولّا كن * سر در سر الّا كن مقصود ز « لا » اينست

96

عشق جمال جانان درياى آتشينست * گر عاشقى بسوزى زيرا كه راه « 6 » اينست « 7 »
هامش
( 1 ) - فى : چون با تو دهم قرار و صلى را ( 2 ) - فى : درين خوارى ( 3 ) - فى : بيكار مباد كس و ليكن ( 4 ) - فى : ز وضع كار ( 5 ) - مج و سل و فر و مه : اين غزل را ندارد مم دارد ( 6 ) - سل و فر : راهش ( 7 ) - مه : اين غزل را ندارد