تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبهر العاشقين ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
145 ( 145 ) ص 56 س 10 پردهء عروس قدم داشت : يعنى حكمت ربوبيّت حقّ تعالى تقاضاى تدريج مىكند ، و در هر موطنى سالك را ترقّى در خور آن موطنست ، و عرفان بر حسب ترقّيست . 146 ( 146 ) ص 56 س 10 از معشوق : حقيقت معشوق . 147 ( 147 ) ص 56 س 12 نوزادگان عدم : يعنى جوانان صاحب جمال . 148 ( 148 ) ص 56 س 12 مبتلا گشت : اشارت بذات قدسى صفات خود مىفرمايد ، بطريق هضم نفس و اظهار عجز . حاصل آنكه مرا همچون مريدان چون يافت صرف قدم نبود ، لا جرم در بطنان اشباح بديدن اهل حسن مبتلا گشتم ، و از وسايط كونيّه و مظاهر صوريّه اين مظهر برگزيدم ، و جمال معشوق ازل درين آينه ديدم ، و در تحقيق فنّ عشق حكايت وجه و مرآت بنا بر قصور اذواق و فتور عقولست ؛ و اگر نه ، چه جاى وجه و مرآت آنجا كه نهايت وصولست ! . 149 ( 149 ) ص 56 س 14 عروس طرازى : طراز آرايشست « 18 » ، يعنى آرايش
هامش
( 18 ) طراز آرايشستhG: بايد دانست كه « طرازى » منسوب به « طراز » شهر حسن‌خيز تركستان است ( رك . برهان قاطع مصحح م . معين ، كلمهء « طراز » ) .