حواشى فصل دهم
129
( 129 ) ص 55 س 10 استعداد عشق آمد : يعنى لايق آن شد كه عشق پيدا كند ، بسبب حصول آن دو ركن از جوهر عشق كه در فصل سادس بيان فرمود ( رجوع به ص 38 شود ) .
130
( 130 ) ص 55 س 11 مداد محبّت برداشت : چنانچه در فصل ششم گذشت .
131
( 131 ) ص 55 س 12 برسم مباشرت فعل : يعنى فعل خاصّ كه اصل استعداد معدن قدس است ( رجوع به ص 39 س 1 شود ) .
132
( 132 ) ص 55 س 12 اقتضاى لاابالى آمد : يعنى مشيّت لايزالى الهى كه منشأ استعدادات و قوابل است - بر حسب مصلحت قديمه و حكمت ازليّه - تقاضاى لااباليّت و عاشقى مريد كرد .
133
( 133 ) ص 55 س 13 كتب فى قلوبهم الايمان : اى اعطى قلوبهم نشأة العشق .
مصرع :
كه عشق ايمان بود ، ايمان عطائيست .
و قول حضرت شيخ - قدّس سرّه - در فصل ششم « چون صفات مستحسن همرنگ مستحسن شد » عبارت از اين معنى است ( رجوع به ص 38 س 16 شود ) .