تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبهر العاشقين ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
115 ( 115 ) ص 53 س 1 همه نوروز است : يعنى در حالت وصل هر لحظه تجلّى جديد دارند . « يزيدك وجهه حسنا اذا ما ازددته نظرا . » . 116 ( 116 ) ص 53 س 5 تواضع كنند : و طاعت حقيقى اينست ، زيرا كه از غلبهء عشق دام دلشان بانكسار و استكانت رهين است . 117 ( 117 ) ص 53 س 5 به شفاعت برند : زيرا كه با استغناء محبّت غلبهء اشتياق ايشان را به صورت احتياج برآورده ، تا با كمال حرّيت رقابشان رهين ربقهء رقّيت كرده . آرى آرى ! بيت :
كسى مرد تمامست كه تمامى * كند با خواجگى كار غلامى .
. 118 ( 118 ) ص 53 س 6 مىدانند و مىباشند : يعنى اسرار معاملات الهى در صورت معشوق مىدانند . از آن در راه ثابت قدم و راسخ دمند ، نه از بلا مىگريزند و نه از قضا مىستيزند . 119 ( 119 ) ص 53 س 10 مناجاتى باشند : يعنى مسجدشان كوچهء يار باشد ، و مناجاتشان مخاطبات با معشوق . لاجرم در صومعهء زهّاد ايشان را خراباتى خوانند ، و به خراباتى نسبت كنند .