تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبهر العاشقين ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
93 ( 93 ) ص 48 س 6 بنور طاعت حقّ مزيّن است : حاصل آنكه اين صفا و نورانيّت همگنان را در بدأ فطرت هست ، كه « كلّ مولود يولد على الفطرة » . پس در هر كه عصمت و رعايت - و آنچه سبب بقاء آن باشد - محفوظ ماند ، داخل اوليا باشد ؛ و از هر كه فوت شد ، به شقاوت موسوم گشت ، و العياذ باللّه تعالى . 94 ( 94 ) ص 48 س 14 از عبوديّت بازماندندى : يعنى از عبوديّت شرعيّه ، زيرا كه مدار آن بر تكليف است ، و مناط تكليف عقل است ، و عقل در صدمات عشق متلاشى مىشود ، و قيد عبوديّت به شرعيّه بسبب آن كرده شد كه امّت بسبب بعد مشرب از نشئهء عشق - كه عبوديّت حقيقيّه آنست - مكلّفند بامور تعبّديّه ، تا از دايرهء عبوديّت بيرون نباشند . امّا آن خوش طالعان كه در شعاع آفتاب عشق واقع‌اند ، بىتكليف و تكلّف ، ذرّه‌سان يك ذرّه از حركت عبادت نمىآسايند ، بىزجر زاجرى و انذار منذرى و بىرجاء اجرى و جزائى ، كما افاده المولوى - قدّس سرّه - فى المثنوى :
بنده آزادى طمع دارد ز جد * عاشق آزادى نخواهد تا ابد .
بنده دايم خلعت و ادرار جوست * خلعت و ادرار عاشق روى دوست . « 16 - 19 »
هامش
( 16 - 19 ) از مثنوى جلال الدين رومى ( چاپ نيكلسن ، دفتر پنجم ص 174 ) .
عبهر العاشقين ( فارسى ) — صفحة 169 | روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس ) / هانرى كربن / محمد معين