102
( 102 ) ص 51 س 7 - 8 كه آشيان مرغان ملكوت در خانهء ماست : از الحان اقوال اين طايفه مفهوم گشته ، و از عنوان احوالشان معلوم شده كه روحانيان ملكوت و قدّوسيان جبروت بجذب جنسيّهء خفيهء قدسيّه همواره طوف حرم عزّت اهل محبّت مىنمايند ، و اگر چه مخالفت نشأت مانعست ايشان را از فهم آن طواف ، چنانچه ملائكه را با آدم بود ، اين شعر مصداق اين معنى است ، شعر :
يطوفون بالارواح حول حماكم * و لو فهموا سرّ الطّواف لهاموا
فجبرئيل مولاكم و خادم فضلكم * نعم فهو مخفوض الجناح غلام .
.
حواشى فصل نهم
103
( 103 ) ص 52 س 1 غمشان وصولست : بدانكه مناط فتح سالكان جهاد نفس و طبعست در منع ايشان از مرغوبات و تكليف به مهرويان ( : به مهرويات
hG
) .
پس همچنانكه ديگر سالكان ممنوعند از اخذ حظّ اكل و شرب و وقاع و نوم و تكلّم و خلط با خلق و ساير شهوات نفس ، سالكان راه محبّت ممنوعند از آشنائى و همنشينى با محبوب ، بلكه از رؤيت او در بعض اوقات ، زيرا كه عشق قمع ديگر رغبات از عاشق كرده ، حصر رغبت عاشق مىنمايد در صورت معشوق . پس او را كفّ نفس از آن واجب باشد ، تا بفتح عشق رسد ، كه وصول عبارت از آنست ، و كفّ نفس از معشوق سبب غمست ، پس غمشان سبب وصول باشد .