ظاهر و باطن ايشان مىتابد ، و ايشان انبيا و اوليااند ؛ يا از ظاهر ايشان ، و ايشان اهل حسن و جمالند . پس اگر موفق شوند به خدمت پيران و تصفيهء باطن ، نور ظاهرشان سرايت در باطن كند ، و حسنشان ابدى شود . و اگر نه ، نور ظاهر بعوارض طبع بمرور دهر زائل شود ، و از نظر پيران بيفتند ، و ظلمانى شوند ، نعوذ باللّه من سوء الخاتمة .
89
( 89 ) ص 47 س 3 چندانكه نظر عاشق : خلاصه و مقصود فصل .
90
( 90 ) ص 47 س 4 روغن از حسن قدمست ( : قدمست
G
) : كه بدوام تجدّد فعل خاصّ الهى در حسن معشوق جلوه دارد ، چنانچه فرمود « روغنش از وسايط فعل خاصّست » ، و شرحش نوشته شد . و بدانكه حسن حسان از اخصّ صفات فعليّة الهى ناشيست .
91
( 91 ) ص 47 س 15 ، ص 48 س 1 جز اهل ولايت را : چنانچه در حاشيهء سابق گذشت كه ارواح قدسى و عقل جلالى در انبيا و اوليا بحجب طبيعت محتجب نشد .
92
( 92 ) ص 48 س 4 - 5 و اين دو حال حقّ : يعنى كه بعضى را حسن مىرود و بعضى را مىماند .