تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبهر العاشقين ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
او طاهر شود كه حقّست ( كه ) به صورت معشوق بر وى تجلّى نموده ، و معاملات الهيّهء غيبيّه از آن صورت با خود يابد ، بىآنكه صورت معشوق را خبر از آن باشد . 55 ( 55 ) ص 42 س 10 از مركب حقيقت پياده رو باشد : يعنى او را در راه حقيقت قوّهء قدم نباشد بسبب قيد شهوت كه بر پاى او باشد . 56 ( 56 ) ص 42 س 15 اين سه جوهر : يعنى عشق طبيعى و روحانى و ربّانى . 57 ( 57 ) ص 42 س 16 اى دانهء مرغان : خطاب با معشوق . 58 ( 58 ) ص 43 س 2 خاك در ديده : يعنى از افتادگى هم جنس خاك راه تو شده ، تا آن خاك به‌پاى تو و اصل شود . 59 ( 59 ) ص 43 س 3 اقالت عثرت عاشق رواست : يعنى اگر چه ميل اين طبع روحانى از همچون من عاشقى پيش تو « 16 » ( . . . ) عاشق رواست . 60 ( 60 ) ص 43 س 4 سزاى اين دولت كجاست : يعنى از ميان عاشقان به غير همچو منى كه را « 19 » مرتبهء انبساط با معشوق است ؟ چه اين رتبهء اهل رسوخ
هامش
( 16 ) پيش تو : متأسفانه شش كلمه محو شده است . ( 19 ) كه را : كراhG.