تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبهر العاشقين ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
50 ( 50 ) ص 42 س 3 حضور و غيبت باشد : حضور آنست كه سراپاى وجود خود از معشوق پر يابد ، بلكه خود همه معشوق بيند . و غيبت آنكه هر چند در سراپاى خود نگرد ، معشوق نيابد . 51 ( 51 ) ص 42 س 4 سكر و صحو باشد : سكر آنست كه آثار عقل در سطوت عشق ناپديد شود . و صحو ( : و محو
hG
) آنكه عقل را با وجود غلبهء عشق مكنت اجراى احكام و آثار خود باشد . 52 ( 52 ) ص 42 س 5 تا بدين دروازه است : تا بدين مرتبه هنوز عشق را مجازى خوانند ، اگر چه در نهايت تقدّس و تحفّظ باشد ، زيرا كه اگر چه جانش در صورت معشوق عاشق حقّست ، امّا خود نمىداند ، و پندارد كه عاشق آن صورتست ، چنان كه فرمود « لكن عشق صانع از عشق مصنوع باز نمىداند » . 53 ( 53 ) ص 42 س 6 مبدأ : مبتدى . 54 ( 54 ) ص 42 س 7 - 8 عشق ربّانى بردارد : نه به آن معنى كه چشم از آن صورت بردوزد و روى از او بگرداند ، بلكه بكشف عشق رسد ، و بر