در عشق است ، كه عشق روحانى در ايشان رنگ طبيعت بهيمى نگيرد ، و از حقّ محجوب نشود ، بلكه در مثل شيخ - قدّس سرّه - انبساط با معشوق عين مقابله با اذواق الهيست . اللّهمّ ! قدّس روحه و زد فى الانبساط فتوحه ! .
61
( 61 ) ص 43 س 4 - 5 اين عارض سقم جان در شمار مگير : اى طالب طريق محبّت بنگر ! بنگر كه حضرت سلطان العاشقين - قدّس سرّه - با عنايت ازلى و عفّت ذاتى و عصمت فطرى و اصطفا با اسرار عشق انسانى و رؤيت بصرى بعد از رسوخ در توحيد و فناء فى اللّه و بقاء باللّه ، انبساط در عشق انسانى را سقم جان مىگويد ، و روى منوّر را - كرّمه اللّه تعالى - نزد معشوق به آب معذرت مىشويد ، با آنكه هر انبساطى از او با معشوق ملاطفهاى لطيفه است از حقّ با كرشمهئى بديع از نوادر جلوات حقّ - عزّ شأنه - و فتح باب ترقّى دربارهء معشوق . پس من و ترا با اين طبع دنى و نفس به آتش مجاهده سوختنى ، چه حدّ اين دم و چه نيروى اين قدم باشد ؟ و اللّه ولىّ العصمة .
62
( 62 ) ص 43 س 9 - 10 و از آن كيميا : « 16 » ( . . . ) كيمياء صحيح تمام چون در مس آميخته شد ، خلع صورت نحاسيت مىكند ، و از مبدأ بر او صورت ذهبيّه فايض مىشود . و اگر ناتمام آميخته شد ، ظاهرا تغيّر لون مىكند ، امّا به حقيقت ذهب نمىرسد . عشق چون از عشق طبيعت پاك
هامش
( 16 ) كيميا : دو كلمه محو شده .