تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبهر العاشقين ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
28 ( 28 ) ص 39 س 8 متّحد شود : بسبب آنكه طبع عاشق روحانى شده است . 29 ( 29 ) ص 39 س 8 سرّ با سرّ : بكسر هر دو سين ، يعنى سرّ عاشق و سرّ معشوق . يا بكسر سين اول و فتح دوّم ، يعنى سرّ عاشق با سر عاشق ، و آن تأكيد فقرهء سابق باشد ، يعنى « نور ديدهء روح » تا آخر . 30 ( 30 ) ص 39 س 9 صفات معشوق : مقصود از صفات معشوق صفات روحانيّهء مكنونه در مكمن استعداد معشوق است من حيث المعشوقيّة ، كه به آن صفات غلبه و استيلا و نفوذ در عاشق دارد ، و آن از معدن قهر و سلطنت ربوبيّت است و الوهيّت ، ربّ و إله است نسبت با مربوب . 31 ( 31 ) ص 39 س 12 فرا گيرد : هم از آن عاشق و هم از آن معشوق ، هر يك از وجهى : در معشوق به صورت غلبه و استغنا و ناز ، و در عاشق به صفت مغلوبيّه و افتقار و نياز . و هم معشوق و هم عاشق در تحت قهر و غلبه عشقند ، كه هر يك را چنان كه مقتضاى استعداد اوست ، مجلى شئون خود ساخته . و بدانكه در اين طريق فتوح و فوائد عاشق راست غالبا - كه بر قدم عبوديّت است - نه معشوق را ؛ فافهم . 32 ( 32 ) ص 39 س 15 - 16 ملازم درد بماند : بسبب حرمان از مقتضيات