تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبهر العاشقين ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
وصول موحّد « 1 » بيابد ، شهود عين بيابد ، كانّه هو شود . توحيدش از زحمت حدثان منفرد كند ، بمركب تفريد بعالم تجريد شود . رؤيتش جز مشاهدهء كبريا و عظمت بقا « 3 » و قدم ازليّات و ابديّات نباشد . ( 285 ) درين منازل عشق نماند . سرّ توحيد بصدمات « 4 » وجدانى « 1 / 4 » از دل لذّت عشق بستاند . عالم جمال نيست ، اگر هست ننمايند « 5 » . اجلال در اجلال و تعظيم در تعظيم است « 6 » . قبض از ركوب عظمت ، بسط از نشاط وجدان ، معرفت در معرفت « 7 » ، حرمت در حرمت ، احتشام در احتشام از رؤيت انوار عظام ، سكر در سكر از بديههء قدم ظهور ، وله در وله در بحر ازل ، دهشت در دهشت از فردانيّت ابد ، صحو از رؤيت بقا ، فنا از تأثير سطوت انوار ذات ، بقا از تأثير جمال نفس كلّى . در آن منزل نه حظوظ « 7 - 11 » حدثانى ، نه آفات نفسانى ، و از « 11 » انبساط حقّ در موحّد انبساط پديد آيد . ( 286 ) چون « 12 » در لجّهء بحر قدم « 1 / 12 » عين جمع از اوصاف مخلوقى مقدّس شد ، محلّ اتّحاد يافت ، آنگه شطحيّات گويد . از اينجا بود حديث « سبحانى » و « ليس فى جبّتى غير اللّه « 14 » » ، و سرّ « انا الحقّ » . اگر ندانى « 1 / 14 » ، از آن « 14 - 15 » شير مرغزار توحيد و شهسوار ميدان تجريد ، ابو بكر « 15 » شبلى - رحمة اللّه
هامش
( 1 ) موحدA: موجدG. ( 3 ) بقاA: و بقاG. ( 4 ) بصدماتG: صدماتA. ( 1 / 4 ) وجدانىA: وحدانىG. ( 5 ) ننمايندG: ننمايدA. ( 6 ) اجلال و تعظيم در تعظيم استG: اجلال است ، تعظيم در تعظيمA. ( 7 ) در معرفتG: -A. ( 7 - 11 ) از رؤيت . . . حظوظ ( : خطراتhG)G: كرامت در كرامت ، رغبت در رغبت نزد معشوق ولايت بخش بىعلت و همت‌فزاى بىنهايت بيند ، بانبساط معشوق ، پس به يك گام از حد حدثان بجهد و آن خطوةA. ( 11 ) و ازA: نه ازG. ( 12 ) چونG: چوA. ( 1 / 12 ) قدمG: -A. ( 14 ) غير اللّهA: -G. ( 1 / 14 ) ندانىG: دانىA. ( 14 - 15 ) از آنG: از سرانA. ( 15 ) ابو بكرG: -A.