صورة . - جاء اللّه من سينا « 1 » و استعلن بساعير « 1 / 1 » « 2 / 1 » و أشرق من جبال فاران « 3 / 1 » » . چو از حدثان بگذشت به چشم جان مست ، هست ازل بديد ، گفت « 2 » « لا احصى ثناء عليك « 3 » » . سرّ قدم درين مرحله ظهور ذات ندارد در عالم و آدم .
( 263 ) ابو الدردا « 4 » - رضى اللّه عنه « 1 / 4 » - از رؤيت سؤال كرد ، از مقام صحوش جواب داد ، گفت « رأيت نورا » . ابن عبّاس - رضى اللّه عنه « 5 » - از رؤيت سؤال كرد ، از مقام سكرش جواب داد ، گفت « 6 » « رأيت ربّى فى احسن صورة « 6 - 7 » » . وسايط التباس در اشارت ثانى نيست . اگر از مقام عشق نگرد ، جز رؤيت صرف قدم « 8 » نيست . و اين در جهان « 1 / 8 » كس را مسلّم نيست . قلزم توحيد است ، و آن درياى بىكشتى « 9 » حدوث است ، لاجرم حيات موحّدان درين عالم جسمانى دير نپايد ، زيرا كه گرداب فنا صد هزار باقى « 10 » را فانى كند .
( 264 ) بدايت مشاهدهء صرف كشف است ، دگر خطاب است ، آنگه « 11 » وصلت دل ، آنگه خطاب « 12 » تسكين و قربت ، آنگه « 1 / 12 » بروز لوائح و طلوع انوار كشف عجايب اسرار ، آنگه جمال
« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ »
« 13 » به ديدهء « 1 / 13 » ربوبيّت و چشم « 2 / 13 » جان و عقل بينند « 14 » . اين چه اين مقام را گفتيم « 1 / 14 » بدايت است ، آنگه مشاهده
هامش
( 1 ) سينا : محل تجلى موسى ع مhG.
( 1 / 1 ) و استعلن بساعيرG: و استعين بساعةA.
( 2 / 1 ) ساعير : محل تجلى عيسى ع مhG.
( 3 / 1 ) فاران : مكهء معظمه كه محل تجلى حضرت خاتمست ع مhGقس « بمجدك الذى ظهر على طور سيناء فكلمت به عبدك و رسولك موسى بن عمران ، و بطلعتك فى ساعير و ظهورك في جبل فاران » ( دعاء سمات مفاتيح الجنان ، چاپ عكسى تهران 1368 قمرى ص 72 ) .
( 2 ) گفتG: -A.
( 3 ) عليكG: + گفتA.
( 4 ) ابو الدرداG: ابو درداA.
( 1 / 4 ) رضى اللّه عنهG: -A.
( 5 ) رضى اللّه عنهG: -A.
( 6 ) گفتG: كهA.
( 6 - 7 ) فى احسن صورةG: -A.
( 8 ) قدمG: -A.
( 1 / 8 ) در جهانA: دو جهانG.
( 9 ) بىA: -G.
( 10 ) باقى راG: باقىA.
( 11 ) آنگهG: -A.
( 12 ) آنگه خطابG: و خطابA.
( 1 / 12 ) آنگهG: -A.
( 13 ) سورهء 42 ( الشورى ) آيهء 9 .
( 1 / 13 ) پديدهءG: بديدA.
( 2 / 13 ) و چشمG: چشمA.
( 14 ) بينندG: به بيندA.
( 1 / 14 ) اين چه اين مقام را گفتيم : اين ( + اين چه گفتيمhG) مقام را كه گفتيمGاين مقام را اين چه گفتيمA.