( 51 ) ولايت عشق اثبات عشق انسانى در رمز مبارك فرمود ، دانست كه ارواح قدسى در بلاد بدايت در شهرستان عزّت نزد سرادق حضرت يكديگر را ديده بودند ، و از رؤيت آثار حقّ - كه در رؤيت يكديگر ديده بودند - با همديگر از تأثير آن حسن و مقارنه و به مشابهت صفات با هم الفت گرفته بودند . چون درين عالم آمدند ، بدان چشم يكديگر را باز بينند . از غلبهء اهليّت و صفاء صفت و تعريف عقل كلّ و قرابت « 6 » جان [
a
20 ] با جان يكديگر باز بينند ، و بنور فراست يكديگر را باز شناسند ، و بر يكديگر عاشق شوند .
( 52 ) چنان كه فرمود - صلّى اللّه عليه - « الارواح جنود مجنّدة ، فما تعارف منها ائتلف ، و ما تناكر منها اختلف . » « 9 - 10 » اختلاف بعضى از غيرت حقّ بديشان بود ، كه اگر يكديگر را باز ديدندى ، در عشق يكديگر تا ابد بازماندندى ، و بمعدن اصلى كه عشق قدم است ، نرسيدندى . حقّ اسباب و دعاوى از عشق بديشان بپوشيد ، تا يكديگر را باز شناختند ، غيرة و شفقة عليهم .
اينها كه يكديگر را بدانستند ، سلوك مسالك طرق ربّانى بر ايشان سهلتر آمد ، أيضا رحمة و شفقة عليهم .
( 53 ) لكن ثبوت اخلاق نفسانى در عشق انسانى در سرّ جان بجان بمركب
« فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ » *
« 17 » از جان دفع كرد ، دانست كه [
b
20 ] در چنين جان نفس حيوانى از نصيبهء حلاوت شهوات است ، زيرا كه نفس را لگام
هامش
( 6 ) قرابت ( ؟ ) : نرآبه ( ؟ )A.
( 9 - 10 ) « الارواح . . . » رك : سفينة بحار الانوار شيخ عباس قمى ، ج 1 ، نجف 1352 قمرى ، ص 537 .
( 17 ) احسن صوركم ( رك : ص 5 س 12 ) :
حسن صوركمA.