علم و معلومات كون محو است ( جز او ) « 1 » . قال اللّه تعالى
« كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ »
« 2 » . علوم ايشان حلّ عقدهء عقرب قدرست ، كه احكام افعالى در شواهد از آن در سرّ سرّ منسوخ است . اگر بدانى ، الوهيّت را از جنّت قدس ستانى « 4 » . اگر ندانى ، از خامان بهشت فلك جزو ابلهانى « 5 » . دوزخآشامان قهر ساكن غرب خانهء سرّ ربوبيّتاند . درج خلاف علم لدنى را به چشم مكر بين مطالعت كنند . از نهر وجدانى شربت علم مجهول بنمايند . سرّ حيل تصاريف مكر قدرت بشناسند .
از آنست كه عمران جهان را از آن بيگانه دانند . در سردابها از سطر نقش مكتوم مكنون حقيقت خدايى خوانند - يك حرف از آن و صورت حروف لوح محفوظ منسوخ - زيرا كه از مخفيّات امّ كتاب
« وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ »
« 11 » دانستهاند .
466 فصل ( فى شطح الحصرى أيضا )
( 1158 ) روزى حصرى در مسجد جامع « 15 » اصحاب خود را گفت « مرا و بلاء مرا با من بگذاريد ، بياييد ، نه شما از اولاد آدمايد ، كه بيد خويش بيافريد ، و روح خويش درو دميد ، و ملايكه را پيش او بسجود درآوريد . او را يك كار فرمود ، و در آن امر خلاف نمود .
هامش
( 1 ) ( جز او ) : سواهA( 2 )كُلُّ شَيْءٍ . .: سورهء 28 ( القصص ) آيهء 88
( 4 ) ستانى ( ؟ ) : نسانى ( ؟ )SM( 5 ) از خامان . . . ابلهانى : كذاSM( 11 )وَ عِنْدَهُأُمُّ الْكِتابِ: سورهء 13 ( الرعد ) آيهء 39
( 15 ) روزى حصرى در مسجد جامع : مقابله شود با فصل 477 ذيلا