و قال : لا احصى ثناء عليك . »
( 977 ) قال : حسين منصور بدين كلمات وصف كرد ابليس را .
براى آن گفت كه او در اصل سيّد ملايكه بود ، و پيشرو كرّوبيان و روحانيان بود ، و معلّم اهل آسمان بود . در قرب حقّ به محلّى عظيم بود ، چنانك هيچ ملك بجاى او نبود . چون او در ملاء ملكوت يگانه يافت ، دعويش مقابل دعوى سيّد نهاد - صلوات اللّه عليه . او آنجا رئيس ملايكه بود ، و سيّد اينجا رئيس بنىآدم . او را بود مقام محمود . نه بود در اوّل و در آخر ، و در ظاهر و در باطن ، از عرش تا بثرى تا به آباد ، مثل سيّد
« قابَ قَوْسَيْنِ »
« 9 » ، رسول ثقلين ، زبدهء حقيقت « خمر اللّه طينة آدم » ، آن زبدهء كه اگر از صلصال فخّار آدم در ابليس « 11 » پيدا شدى ، بهر ذرهئى از جسم سيّد بجان هزار سجود كردى . امّا چون پديد نبود ،
« يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ . »
« 12 » و چنانچه « 13 » مهتر - عليه السّلام - خازن لطفيّات ازليّات بود ، ابليس خازن قهريّات ابديّات بود . سيّد را از انوار لطف آفريدند ، ابليس را از آتش قهر . لطيف سبب لطفيّات شد . كثيف سبب قهريّات . گوئى دو صفت بودند از حقّ قهرا و لطفا
« يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ . »
« 17 »
( 978 ) از بهر اين « 18 » حسين او را در جناب سيّد سيّادات سماء قدم ، محمّد مصطفى - صلوات اللّه عليه - ياد كند ، زيرا كه ذرّهء خورشيد عالم
هامش
( 9 )قابَ قَوْسَيْنِ: سورهء 53 ( النجم ) آيهء 9
( 11 ) آدم در ابليسM: آدم را ابليسS( 12 )يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ . .: سورهء 7 ( الأعراف ) آيهء 197
( 13 ) و چنانچهS: و جنابM( 17 )يُضِلُّ . .: سورهء 16 ( النحل ) آيهء 95
( 18 ) اينS: -M