صفات ، زيرا كه در مرآت قرآن چون قرآن حريف قرآن شد ، چون اهل قرآن « 2 » گشت . خاصّهء حقّ هم خلق قرآن شد ، به چشم صفات جلال ذات بيند ، چنانك گفت ضرغام بيشهء علم لدنّى امير المؤمنين علىّ - كرم اللّه وجهه - « انّ اللّه يتجلّى لعباده فى القرآن . » شرح اين كلمه پيش ازين گفته شد . اى مقرى زاهد ! تو چون قمرى . چه بانگ دارى ، چون عروس قرآن را در حجرهء حروف پنهان « 6 » دارى ؟ تا از حدث بيرون نيايى ، درّ مكنون صفات از صدف آيات بيرون نيارى .
189 فصل فى شطح بندار بن الحسين
( 585 ) بندار بن حسين در شطح گويد كه « هر كه يكى از شما منزلى « 12 » عالى مىخواهند ، من مىخواهم كه مرا عبوديّت حاصل شدى . »
( 586 ) قال : اين سخن از اعلاء حقايق است ، يعنى هر چه گفتند از اتّحاد و انبساط ، همه عين تلبّس عشق بود . از رؤيت صرف قدم و حقيقت معرفت ازل محجوب بودند . از عرش تا بثرى لايق عبوديّت واحد احد نيست ، چون از عين كلّ سخن گويند . اين سخن رمز شاهنشاه معراج ملكوتست - صلوات اللّه عليه - در معرفت ربوبيّت و فناء حدوثيّت ، چون گفت « اللّهمّ ! اجعلنى عبدا و أنا أعرفكم باللّه و أخوفكم منه . » و نيز نيران ملكوت از سر وحدانيّت قدم گفتند در عين فنا « سبحانك ما عرفناك حقّ معرفتك و ما عبدناك حقّ عبادتك . »
هامش
( 2 ) اهل قرآنM: اهلS( 6 ) پنهانM: پنهاS( 12 ) منزلىS: منزلتىM