تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
امّا مرا يقين شد كه سى سالست تا ابليس با تو بازى مىكند . خواهم كه ترا با تو نمايم . » شبلى تند شد . گفت « اين را برداريد . » هر چند جهد نمودند ، او را نتوانستند جنبانيد ، و خلقى انبوه جمع شدند ، و بر نتوانستند داشت . شبلى از مجلس برخاست . ابو مزاحم گفت « أيّد اللّه الشيخ ! سلطان ظالم ، و عوانان او ظالم . ابليس بر شيخ و مريدان بازى مىكند . » بعد از آنك او را بشناخت ، عذرها خواست . ( 590 ) قال : جانا ! اين غيرت حقّ است بر انبيا و أوليا . سرّ غيرت به روى آن جوانمرد فروكرده است ، تا يكديگر نبينند و به يكديگر عاشق نشوند . اگر در يكديگر افتند ، به وسيلت عشق از معشوق ازل بازمانند . ازين جاى گفت عروس
« يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ »
« 11 » « أنا غيور ، و السعد غيور ، و اللّه أغير منّا . » مناقرهء ايشان تعزّز بكبرياء حقّ است نه بصفات انسانى ، زيرا كه ايشان از علل مقدّس‌اند ، و به بقاى جلال خداى خرّم . هر يكى از ايشان در عين كشف جز خود را كسى نبينند . سرّ « لو كان موسى حيّا ، ما وسعه الا اتّباعى » ياد داد . اين پوشيدگان غيب چون برقع « أوليائى تحت قبايى » براندازند ، در آيينهء جمال ولايت نور قدس ربوبيّت بنمايند ، پرده‌هاى بقائى از مسك صفات بسته ، و در مسند غيب بانس خليل از زحمت عمران جهان رسته .

192 فصل فى شطح على المائنى قدس اللّه روحه

( 591 ) على مائنى دو پسر داشت . هر دو را « 22 » سر نگونسار به حمارى
هامش
( 11 ) ينظرون : سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 197 ( 22 ) هر دو راM: هر دوS