شركت است ، زيرا كه جنايت قلب از رؤيت غير است ، و غير نيست . »
( 502 ) قال . صادق است . هر كه در مشهد مشاهدت از بهر غير تكلّف كند ، كون را با حقّ بيند ، رؤيت كون در مشاهدهء حقّ شركست در حقيقت توحيد . قال اللّه تعالى
« وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً »
« 4 » سرّ
« ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى »
« 5 » درين نادرهء مضمر است . صاف تصوّف جز آشاميدن بحار وحدت نيست . طمطراق بيهودهء عالم جسم حدث است .
عاشقان ملهوف اين چشم براى شكار عشق دارند . جان جاودان زندگانى احديّتست . نقوش نگار فلك با خبر شماران حكمت بگذار ، كه نور عنايت از قنديل كفايت انگشت نمايان محبّت را سوزد . در جهان وجود عشق روى آن ندارد ، كه درين عالم پاسبانى طبيعت كند .
ذكر قديم سلسلهء صفاء وحدت است ، بسلب جذب جان عشاق بحر
« ارْجِعِي »
« 12 » سوى ازل خواهند كشيد . پريدگان « 13 » مرغ عناصر با صرصر عدم نپرند ، و ازين جهان مخائيل درنوردند . از خريطهء « لا و هو » درج حرف بيندازند . عين
« قُلْ هُوَ اللَّهُ »
« 14 » عيان شود . توحيد « لا احصى ثناء » گويان بر عاشقان تاوان شود .
( 503 ) اى خردآفرينى كه در مصدر قدر عقول صادره را به مقرعهء غيب براندى ، تا سرّ ملك
« لا شَرِيكَ لَهُ »
« 17 » اهل عدم ندانند . به زبان تعريف « ألست » اين مرغ مست را در درد همزبان شو . جرسداران
هامش
( 4 )وَ لا يُشْرِكْ . .: سورهء 18 ( الكهف ) آيهء 110
( 5 )ما زاغَ . .: سورهء 53 ( النجم ) آيهء 17
( 12 )ارْجِعِي: سورهء 89 ( الفجر ) آيهء 28
( 13 ) پريدگانSM: درSذيل سطر « بر » پيش ازين كلمه آمده -
( 14 )قُلْ هُوَ اللَّهُ: سورهء 112 ( الاخلاص ) آيهء 1
( 17 )لا شَرِيكَ لَهُ: سورهء 6 ( الانعام ) آيهء 163