تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
صبح ازل بشنوى . تو آنگه خريطه و دفتر بيندازى ، كه از علم قدر سطر لوح قدم برخوانى . ( 497 ) نبينى كه آن مسطور چون زبور اسرار معلّم
« وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ »
« 4 » بتلقف بگرفت ؟ لوح رسوم تورات بينداخت . گفت : در سرّ
« وَ كَلَّمَ اللَّهُ »
« 5 » اين حرف و تخته « 6 » چيست ؟ گفت : پيران بنى اسرائيل حرف بىحرف ما ندانند . خطاب بىچون از اجرام و اجسام منزه جز ازين الواح نخوانند . علم علما رسم معاملاتست . علم خواصّ علم ازليّاتست . چون حقيقت را گوش گشتى ، حمل وحى را دوش گشتى . حديث « انّ فى امّتى لمكلّمين » از تاج‌بخش عالم كبريائى و صورت آيينهء فعل ذو الجلالى - صلوات اللّه عليه - بشنو ، تا سخن سخن علم لدنى فراموش نكنى .

161 فصل ( أيضا فى شطح الشبلى )

( 498 ) جنيد مر شبلى را گفت كه « اگر امر خويش بحقّ گمارى ، از همه محنت بازرهى . » ( 499 ) قال : شبلى گفت « اى ابو القاسم ! اگر حقّ در كار خويش تفويض كار تو به تو كردى ، تو بياسودى ؟ » جنيد گفت « شمشير شبلى خون مىافشاند . » شبلى وصف مراد كرد ، و جنيد وصف مريد . شبلى گفت كه « اگر حقّ را مراد باشى ، در حقيقت تو همه آن كند كه
هامش
( 4 )وَ عَلَّمَ . .: سورهء 2 ( البقرة ) آيهء 29 ( 5 )وَ كَلَّمَ اللَّهُ: سورهء 4 ( النساء ) آيهء 162 ( 6 ) وتختهM: ويختهS