159 فصل ( ايضا فى شطح الشبلى )
( 491 ) مردى در مجلس شبلى زعقهاى بزد . او را در دجله انداخت . گفت « اگر صادق است ، چون موسى براند . و اگر كاذب است ، چون فرعون غرق شود . »
( 492 ) قال : اين حركت از غيرت معرفت است ، و غيرت « 7 » صفت حقّ است . او فرعون را به غيرت غرق كرد ، زيرا كه ربوبيّت دعوى كرد . سيّد آزادمردان عشق ، مقدّم فتيان نبوّت - صلوات اللّه و سلامه عليه و آله - گفت « أنا غيور ، و السعد غيور ، و اللّه أغير منّا » .
و انس روايت كند - رضى اللّه عنه - كه در مسجد پيغمبر - صلوات اللّه عليه - مردى صعقهئى بزد ، روزى كه مهتر وعظ مىفرمود . سيّد فرمود كه « اين كيست كه بر ما دين مىآشوبد ؟ اگر صادق است ، خود را شهره كرد . و اگر كاذب است ، حق او را محق كناد ! » معلوم است كه دعاى آن سيّد بر آن خواجه از غرق كردن شبلى سختتر بود ، زيرا كه بسيار بود كه از غرق نجات يابد ، دروغزن از دعاى رسول بيرون نيامد .
( 493 ) صدق اين سخن آنست كه شنيدهام كه روز ديگر شبلى با اصحاب خويش برفتند بطلب آن مرد . در دكانى آهنگرى مىكرد ، پارهء آهن سرخ از كوره بيرون آورد بدست ، و در دست شبلى داد .
هامش
( 7 ) و غيرتM: چونS