تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
در قدم چون محو شد ، چه گويد ؟ « أنت كما أثنيت على نفسك » .

108 فصل ( ايضا فى شطح أبى محمّد رويم )

( 331 ) رويم را مريدى بود . شبى تا بامداد در نماز مىخنديد ، و شبى ديگر هم در نماز تا بامداد مىگريست . ساده‌دلى پرسيد كه « در نماز خنده و گريه روا باشد ؟ » رويم تند شد و گفت « بعد ازين همه با شما در تجويزات لا يجوز و لم نگوييم » . ( 332 ) قال : خنده در نماز ترويج قلب است به مشاهدهء حقّ يافتن ( و ) انس بر مشاهدهء خود دل به بقاى جلال انبساط از حقّ يافتن . سيّد شاهان مشهد صدق را گفتند - عليه السلام - كه « فلان جوان در نماز بس تبسّم مىكند . » گفت « آن مردى نيكوظنّ است در خداى . » گريستن در نماز ؟ « كان - عليه السلام - يصلى و لجوفه أزيز كأزيز المرجل من البكاء » برخوان . ساده‌دل آن علم ندانسته بود . گفتن رويم كه « ما و تجويزات » يعنى ما در حقايق علوميم ، نه در رسوم . غايب با حاضر راست نيست . هر كه برو نور حقيقت و جمال تجلّى و خطاب « المصلّى يناجى ربّه » مستولى شد ، او را غايبى مرفوع القلم دان در شرع ، مع ذلك كه آن نماز نافله بود ، نه فرض . خردمند اگر هيچ هلال مشاهده در آسمان مكاشفت جان
« هذا رَبِّي » *
« 19 » گويت ببيند ، تحت چتر ظلّ اللّه صد هزار شموس و اقمار جلال و جمال در افلاك صفت
هامش
( 19 ) سورهء 6 ( الانعام ) آيهء 76 ، 77 ، 78