تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
تا كه از شاهد جلالى هيزم مطبخ طبيعت خواهى . دست اجل از ازل بگسل ، كه حلّهء ناتمام نسّاج تجلّى در رقام خانهء مكاشفت طراز « 2 » مشاهده تمام كرد . درخت آدم به تربيت احكام باليد . عروق در زمين قدم محكم كرد .
« أَصْلُها ثابِتٌ »
« 4 » سر به هواى بقا برافراشت « 3 » ، و
« فَرْعُها فِي السَّماءِ »
« 5 » . خوان‌سالار مقادير در توكّل متّهم مدار ، كه چون از پوست حدثان بيرون رفتى ، جان جهان كبريا جز ياسمين جلال از حسن كمال نبويد « 7 » ، و سرّ تفريد جز مرغ باغ تجريد نگويد .

107 فصل فى شطح أبى محمّد رويم

( 328 ) رويم بن احمد گويد در شطح كه « توحيد محو آثار بشريّت است ، و تجرّد الوهيّت . » ( 329 ) قال : آثار بشريّت محو كردن فناء سوداء نفس است در اشراق انوار وحدانيّت ، و نيستى ارادت انسانى در جريان ارادت احدى ، و بيرون شدن از دعوى نفس و هوا بنعت صفاء قلب از ذكر حدثان ، تا نفس دعوى انائيّت از استيلا معزول شود ، و تجريد توحيد پيدا گردد . چون افراد قدم از حدوث پديد آمد ، آنجا نماند الّا الوهيّت قديم . اثر حدوث نيست شود ، حقّ بحقّ در حقّ قايم بىشاهد نفس ، عبوديّت در ربوبيّت منقطع . جان متحيّر عزّتى مسرمد
هامش
( 2 ) طرازS: بطرازM( 4 ) سورهء 14 ( ابراهيم ) آيهء 29 ( 3 ) برافراشتS: بفراشتM( 5 ) سورهء 14 ايضا ، آيهء 29 ( 7 ) نبويدM: نبريدS