تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
حقّ عارف بيش استيفا كند كه حقّ خويش ، چون حق خود جويد . « 1 » تجلّى به دو كند . و چون حقّ عارف خواهد ، تجلّى بقهر كند . اينست سرّ « من أهان لى وليّا ، فقد بارزنى بالمحاربة » . اى بايزيد ! اگر اتّصاف كلّ بودى ، به عين كلّ بطنين يك رنگ بودى ، و در عين وحدت جمع جمع را در عين جمع « 5 » دو بنمودى . صدر جان جان بمنقار ازل بشكاف ، تا طير وحدت دانهء انائيّت از كام نيستى بستاند ، و در روى درياء مسرمد صمديّت آيت
« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ »
برخواند .

72 فصل ( ايضا فى شطحيّات أبى يزيد )

( 217 ) ابو موسى گويد كه « احمد حرب حصيرى « 11 » بابو يزيد فرستاد ، گفت : مىخواهم كه شب برين نماز كنى . پيغام فرستاد كه عبادت اهل آسمان و زمين جمع كردم ، و در بالشى نهادم ، و آن بالش را زير سر نهادم . » ( 218 ) قال : در اين سخن اشارت كند كه معنى « 15 » جانم از رسوم بتحقيق رسيد ، و از معاملت به حال ، و از عبادت به مراقبه ، و از مراقبه بمشاهده ، و از مشاهده به معرفت ، و از معرفت به محبّت ، و از محبّت بتجريد . چون به نهايت تجريد رسيد ، در رؤيت قدم در قدم از رسم عدم فنا شد . عبادت اهل كون با كون در سطوات عظمت حقّ - جلّ
هامش
( 1 ) حق خود بجويدS: -M( 5 ) در عين جمعS: -M( 11 ) حصيرىS: حصيرى راM( 15 ) معنىS: منM
شرح شطحيات ( فارسى ) — صفحة 130 | روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس ) / هانرى كربن