منع كند حقّ قدس ربوبيّت را .
( 214 ) اگر از ديوار ازل برتر آيى ، و از مهمهء ( ؟ ) ابد بگذرى ، بىازل و ابد به چشم عدم عدم را ببينى . عدم حجاب نكرهء قهرست .
اگر در اين پرده بگذرى ، به زمين
« لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ »
« 4 » از هواء هويّت سايهء عنقاء قدم بينى . اگر از آفتاب تجلّى وحدت در آن سايه گريزى ، از حجاب افعال بحجاب صفت رسيدى . در كنه بىكنه غرق گردى ، از حجاب جاويد بيرون نيايى . اى سيمرغ وحدت سراى ! در آتش هواى كبريا چون پرى ، كه جناح آزال و آباد از مرغ ربوبيّت بگسيخت ، و از احجار طوارق منجنيق شوامخ قاف قدم اسد ( ؟ ) خامهء قدر بگريخت .
71 فصل ( ايضا فى شطحيّات أبى يزيد )
( 215 ) يكى پيش بايزيد برخواند كه
« إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ . »
« 14 » گفت « بطش من از بطش او سختر است . »
( 216 ) قال : خبر داد از فراخناى كرم حقّ و رحمت و شفقت او بر بندگان ، و از تنگى و ناتمامى بشريّت خويش . در
« إِنَّ
« 17 »
اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً »
بنگر ، و در
« خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً »
« 18 » . حقّ خبر داد درين حديث از بخل ايشان و قلّت رحم بر مجرم . گفت
« قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذاً لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الْإِنْفاقِ »
« 20 » . نيز عجب نيست كه
هامش
( 4 ) سورهء 24 ( النور ) آيهء 35
( 14 ) سورهء 85 ( البروج ) آيهء 12
( 17 ) سورهء 39 ( الزمر ) آيهء 54
( 18 ) سورهء 4 ( النساء ) آيهء 31
( 20 ) سورهء 17 ( بنى اسرائيل ) آيهء 102