و غير آن دعوى كردند بر هيچ كس پوشيده نماند . و معنى استدراج پاره پاره نزديك گردانيدن حق بنده را به عقوبت خويشتن باشد . و اين آنست كه احكام حق سبحانه و تعالى در كسوت اسباب ببندگان مىرسند ، چنان كه بعضى معجزها را سبب هدايت قومى گر [ داند و ] بعضى استدراجها سبب غوايت قومى گرداند ، « يضل من يشاء و يهدى من يشاء » « 1 » . اما مخرقه دروغ باشد و پاره پاره بر هم بستن ، و آن بمانند « 1 » خرق عادت باشد ، اما فى الحقيقة خرق عادت نباشد .
اما فرق ميان معجزه و كرامات ( همچنانكه درجات و مقامات اصحاب معجزات و كرامات -
C
) بسيار متفاوت است فروقى و تفصيلى كه ميان معجزه و كرامات است بسيارست . اما فرق على الاجمال آنست كه معجزه مقارن دعوى نبوت بود ، و كرامت از دعوى خالى باشد اگر كرامت [ نما ] يندهاى دعوى نبوت كند در حال كافر گردد و آن كرامت ديگر نتواند نمود ، بلكه آن كرامت نماينده دعوى حقيقت نبى خويش كند . پس على الحقيقة آن كرامت شعبهاى بود از معجزات آن نبى . فرق ديگر :
معجزه اظهار كردنى بود و دعوىكردنى بدان ، و كرامتها نهانداشتنى و دعوى ناكردنى بود بدان كرامتها . فرق ديگر : اخراج الشيء من العدم الى الوجود « 2 » از قسم معجزات است ، و كرامت را بدين راه نى ، و آن خاص انبيا راست . اما خود « 3 » در اين روزگار بفرق كردن احتياج نيست كه اگر عياذ باللّه كسى دعوى معجزه كند در حال كشتن بر وى واجب گردد .
اما كرامات را وجوه است فضلى و مكافات « 4 » و غرورى و كسبى ، و هر يكى را ازين بيانى است اگر بشرح آن مشغول گرديم سبب ملالت گردد و بس . اصل اين
هامش
( 1 ) - نمايند ( تصحيح از روىC)
( 2 ) - من الوجود الى العدم
( 3 ) - چون ( خود درC)
( 4 ) - مكافت . ( تقسيم كرامات به چهار وجه مذكور در جائى ديگر ديده نشد )
( 1 ) سورهء 16 نحل آيهء 93 ، و 35 فاطر آيهء 8 ، و 74 مدثر آيهء 31 . /