نمىدارند ؟ فرمود كه زيرا كه در خور طبع ايشان نيست ، و اگرنه آنستى كه شما قومى در صحبت من مىباشيد و پيوسته اين نوع معاينه مىبينيد شما را هم باور نيامدى كه من نيز وقتها باشد كه گويم اين چگونه مىبينم و چون مىدانم كه چون است ، پس فرمود كه ايشان را ملامت مكنيد .
و از آن واقعات كه هركسى را باور نيايد يكى از آن واقعهء خواجه امام شهاب الدين بود ، و او وزير سلطان سنجر بن ملكشاه بود « 1 » . و ديگر واقعهء خطابت امام ابو المعالى اشرف بود رحمة اللّه عليه « 2 » . و ديگر واقعهء كشتن امير انر بود « 3 » . و ديگر واقعهء سلطان سنجر بن ملكشاه بود رحمة اللّه عليه و رفتن او بسوى عراق « 4 » . و ديگر واقعهء مجد الملك بود و كشتن او بدوست فرسنگ « 5 » . و ديگر واقعهء ملحدان به شهر زوزن و گرفتن او « 6 » و ديگر واقعهء نامق و كشتن دانشمند ابو المحاسن رحمه اللّه « 7 » و از اين واقعات بسيارست و هر فهم آن را در نيابد و هر عقلى آن را قبول نكند ، و بر هر يكى هزار بلك دو هزار كس گواه است ، و هست كه ده هزار كس گواه است ، چون اين سخن بشنوند تصديق كنند كه اين ما به چشم خود ديدهايم و به گوش شنيده ، اما بعضى مردمان هستند كه اين را افسانه مىدانند و باور نمىكنند ، چه عجب ! كه با معجزات مصطفى صلى اللّه عليه و سلم همين مىكردند و مىگفت : « ان هذا الا اساطير - الاولين » « 8 » ، و ديگر : « لقالوا انما سكرت ابصارنا بل نحن قوم مسحورون « 9 » » . اما [ ما ] جمع كرديم و نوشت « 10 » تا مؤمنان و . . . ن « 1 » و عارفان و مخلصان را يقين بر يقين
هامش
( 1 ) - . . . ن : جاى اين كلمه سوراخ است .
( 1 ) رك به حكايت 88 /
( 2 ) رك به حكايت 93 /
( 3 ) رك به حكايت 119 و حاشيهء حكايت 116 /
( 4 ) رك به حكايت 6 /
( 5 ) رك به حكايت 72 /
( 6 ) رك به حكايت 77 /
( 7 ) رك به حكايت 90 - 91 /
( 8 ) سورههاى : 6 انعام 25 ، و 8 انفال 31 ، و 23 مؤمنون 85 ، و 27 نمل 70 ، و 46 احقاف 16 /
( 9 ) سورهء 15 حجر 15 /
( 10 ) حذف ضمير متصل از فعلى بقرينهء وجود آن در فعل سابق يا لا حق در جمله ، نظائر آن در اين كتاب فراوانست ، رك به حاشيهء حكايت 19 . /