تكمله 1
در تابستان 1339 كه چند هفتهاى در طهران بسر بردم بهدايت دوست دانشمند آقاى ايرج افشار به مقالهاى انتقادى كه آقاى مؤيّد ثابتى در مجلهء سخن ( شمارهء 6 سال دهم ، شهريور 1338 ) راجع بكتاب خلاصة المقامات نوشتهاند دست يافتم .
اندكى بعد شمارهء يكم نامهء آستانهء قدس رضوى مورخ تيرماه 1339 بدستم رسيد كه حاوى مقالهايست از آقاى تقى بينش ايضا دربارهء همان خلاصة المقامات . حسن تصادف را نسخهاى ازين كتاب به امانت نزد آقاى افشار بود و ايشان بزرگوارى نمودند و آن را دو سه روزى در اختيار من نهادند چنان كه توانستم بشتاب نظرى به مندرجات آن بيندازم . آنچه در اين مطالعهء اجمالى از كتاب و دو مقالهء مزبور حاصل گشت در اين ذيل مىنگارم و از دلالت و مساعدت آقاى افشار بسيار متشكرم .
نسخهء چاپى خلاصة المقامات كتابى است به خط نستعليق خوش در 184 صفحهء 16 سطرى بابعاد 12 * 7 / 17 سانتىمتر و باصطلاح قطع خشتى كه در لاهور چاپ سنگى شده است . ولى چنان كه از پشت جلد آن برمىآيد مردى بنام حاجى عبد الغفار خان ساكن ده خواجه با شمس الدين نامى « فرزند مرحوم خواجه ضياء الدين الجامى الاحمدى » از ارادتمندان يا بازماندگان شيخ جام ، بانى چاپ