تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
نار افتاد . نشان فقر و فقيرى آنست كه هر طمع و آرزو و شهوت و امل و امثال اين است از خنورت رخت برگيرد برنگيرد و رقم نفى برو نكشد و نفى و اثبات محو نشود اين معانى در قالب او آرام نگيرد . و فقر از حكايت بيرون است و هرچه حكايت است دوكان دارى است نه فقيرى ، و اللّه اعلم . يا درين نبشته سخنان است كه بطبع خواجهء امام ادام « 1 » اللّه بقاه خوش « 2 » نيايد آن هم از حساب فقر باشد كه « كاد الفقر أن يكون كفرا » « 1 » و همت باز مىدارد تا مقصود حاصل گردد . و بدين ابرام معذور دار كه بسيارى محابا « 2 » كردم و السلام و حسبنا اللّه و نعم المعين .
هامش
( 1 ) - اما ( 2 ) - خوس ( 1 ) رك به حاشيهء مربوط به همين حديث در همين جزء كتاب ، مقالهء 6 ( 2 ) محابا كردن - پروا و انديشه و ملاحظه كردن .