آب در دريا نهان شد گشت دريا زبر آب * چون ز همشان بازدانم كى توان گفت اين و آن ؟
هر دو عالم اندرين معنى بجز يك قطره نيست * اين برون از عالم آمد هست سرّش جاودان
اندرين بحر اوفتاد احمد بعون خاص او * نى بجهد خود فتاد و نى بسعى ديگران
( ص 63 ، ضمن حكايت آب كردن و سپس منعقد ساختن مرواريد ، شمارهء 29 كتاب حاضر )
احمدا سوداى او دريادلى را مىرسد * كو بهمت پشتپا بر هفت كشور مىزند
( ص 5 )
آقاى مؤيد ثابتى در مقالهء خويش مقدارى معلومات جغرافيائى گنجاندهاند كه بسيار مغتنم است و تحصيل آن از منابع ديگر براى بنده ميسر نگشته بود .
از جمله دربارهء معدآباد مىنويسند كه « متصل به تربت جام و در شمال آن شهر مىباشد ، اهالى محل آن را محمدآباد نيز مىگويند . داراى 89 خانوار جمعيت مىباشد و قبر شيخ در نزديكى همين قريه است » . در فرهنگ جغرافيائى ايران نه معدآباد هست و نه محمدآباد .
ديگر دربارهء كاريز صاعد مىنويسند « در سابق كاريز تايباد را كاريز صاعد مىگفتهاند . اين محل در ناحيهء باخرز و داراى 276 خانوار و تا تربت جام 60 كيلومتر فاصله دارد . » در فرهنگ جغرافيائى ايران هيچيك از اين دو نام مذكور نيست .
دربارهء اسفرغابد ( بقول ايشان : اسفرغايه ) نوشتهاند كه حالا سمرقاوه نام دارد و از تربت جام 30 كيلومتر دور و داراى 300 نفر جمعيت است . بنا بر فرهنگ