تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
جامع مىنشستند ، چنان بايد كه ساز جنگ در باقى كنيد ، نبايد كه خطائى بيفتد و خلقى هلاك شود . اين دانشمند اين فصل بگفت . برادر حكيم مهتر ديه بود و مردى منظور « 1 » ، گفت : تا كى از اين خوابهاى شما ، ما نيز بقول شما كارها نخواهيم . بانگ بر او زد و او را زجر كرد . شيخ الاسلام گفت : مرد شما را نصيحت مىكند ، بانگ بر وى زدن نبايد . آن هم سخن جاهلان آغاز كرد . شيخ الاسلام گفت : اگرنه اول تير بر حلق تو زنند آنگه سخن تو راست باشد و آن من دروغ . اتفاق را شحنه بيامد و جنگ آغاز كردند ، اول تيرى بيامد و بر حلق اين خواجه آمد و او را بكشت و هژده تن تمام كشته شدند .

364 - كار را باش كه پسرت دادم

ديگر خواجه امام محمد منصور كه مردى بود از بزرگان عصر روايت كرد كه خواجه على بو غانم « 2 » سه دختر داشت و هيچ پسر نداشت ، از شيخ الاسلام پسر مىخواست . شيخ الاسلام گفت : حجره خالى هست ؟ گفت : هست . گفت : در رو و كار را باش كه پسرت دادم . سر نه ماه وى را پسرى آمد .

365 - كتك زدن شيخ ميزبان خود را

ديگر همو روايت كرد كه وقتى خواجه رئيس مسعود بو شجاع شيخ الاسلام را دعوتى كرد . شيخ الاسلام گفت : من تنها نيابم . گفت : ياران را بيار . و او منكر درويشان بود . برفت و برگى بساخت و شيخ الاسلام را آنجا برد ، نان و تره و شيراز « 1 »
هامش
( 1 ) - منظور ( - مرضى و مقبول و تحسين شده و پذيرفته شده و پسنديده و شايسته ) مناسب مقام به نظر نمىرسد ، در اصل درست خوانا نيست و صورت آن بىشباهت به شطور يا سطبر هم نيست . ( 2 ) - عانم ( 1 ) شيراز : شبت را ريزه كنند و با ماست بياميزند و قدرى شير بر آن ريزند و در مشكى يا ظرفى كنند و چند روزى بگذارند تا ترش گردد ( برهان قاطع ) . شير ماست‌شدهء آب بيرون رفته را مىگويند ( شرح قاموس ) و رك به منتهى الارب . اين كلمه معربست از فارسى ( رك بتوضيحات استاد معين در برهان قاطع ) .