تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقامات ژنده پيل ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
رزى دارم از بىآبى خشك مىشود ، نامه فرماى برئيس امغان تا قدرى آب دهد . شيخ الاسلام گفت : من نامه بنويسم ، برخيز و خواجه محمد سرخسى را به امغان بر ، بىمنت رئيس و شحنه خداوند تعالى ترا چندان آب دهد كه تو و همه درويشان سيراب شويد . مرا بر خر نشاند و برفتيم تا به امغان « 1 » رسيديم . سيلى بيامد كه على حاجى و همهء سنجان و همهء ناحيت سيراب گشتند در فصل تابستان .

368 - زر قلب و صاحب آن

ديگر همو گفت كه ابو منصور نظام كه يك روز در اول عهد شيخ الاسلام شيخ منصور گفت « 2 » : به زيارت شيخ بو طاهر مىرفتم ، چون آنجا رسيدم او گفت : با اين زر و كارد نماز روا نيست . من گفتم : اين به وزن چند است . گفت : اين زر قلب است و يك دينار و نيم است از ديه برآباد « 1 » از آن محمد صنيعى است . معلوم كرديم راست بود ، به خداوند بازداديم .

369 - غارت ديه برس

ديگر همو گفت : روزى با شيخ الاسلام به ناحيت نامه بوديم ، بر زبان او رفت كه ديه برس « 2 » را دوش به غارت بدادند . ديگر روز معلوم شد كه ملحدان غارت كردند . از نامه تا ديه برس پنج فرسنگ بود ، درست است و همچنين است .
هامش
( 1 ) - بمغان ( 2 ) - از آغاز روايت تا اينجا مغشوش است و حتما افتادگى دارد . ( 1 ) بنا بر نقل مصحح روضات الجنات از جغرافياى حافظ ابرو ورق 170 برآباد يكى از قراى مشهور خواف بوده است ( رك بكتاب مزبور ج اول ص 189 و نيز 207 و 216 در حاشيه ) . ( 2 ) نام اين ده كه در ناحيت رخ واقع بوده در حكايت 164 نيز مذكور است . در خلاصة المقامات مىنويسد كه يكى از هشت زوجهء شيخ از برس بوده است ( ص 353 ) و اين زن مادر فخر الدين ابو الحسن است كه موضوع حكايت 164 هموست ، مدفن قطب الدين محمد ابن شيخ احمد نيز بقول مؤلف خلاصة المقامات « در برس است از توابع نيشابور بولايت رخ » ( ص 356 ) در جغرافياى حافظ ابرو برس از جمله بلوكات تربت حيدريه كه همان ولايت رخ باشد بشمار آمده است ( روضات الجنات 1 / 223 در حاشيه ) .