برخيز و به در رو كى تو رفيق راه غفلت بودى ، نه نديم مجلس وصلت ، زبان در كام كش كى مدح تو در آن وقت در عالم خيال به زبان مىگفتى ، ما درين ساعت در عالم وصال بعيان مىبينيم .
بيت
در عشق فنا ز هرچ تو خواهى به * يك شربت ازو ز ماه تا ماهى به « 1 »
در فرقت با خيال همراهى به * در وقت لقا ز جمله كوتاهى به
و گفتهاند « 2 » هرك او را دربند رق عبوديت است ، دل « 3 » محجوب نوعى از انواع غفلت است « 4 » . يكى غافل از دنيا بود و يكى غافل از عقبى بود و يكى غافل از مولى بود .
اگر بدين قول آن سيّد را غافل گويى از جملهء غافلان ، از وايست دنيا و عقبى بود ، زيرا كى « 5 » عاشق وصف جمال و جلال « 6 » مولى بود .
« ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى »
« 1 - » .
اهل تحقيق و ارباب توفيق « 7 » گفتهاند : « وجه الارض مملو عبرة و بطن الارض مملو حسرة و قلوب العباد مملو « 8 » غفلة » . گفت : بر روى [ زمين ] « 9 » جايها پرعبرتست و در شكم « 10 » زمين گورها پرحسرتست و در تن « 11 » بندگان دلها « 12 » پرغفلت است . ندانم تا حسرت آن رفتگان هموارتر است ، يا غفلت اين خفتگان بسيارتر است . ندانم تا آن از « 13 » حسرت زارتر است ، يا اين از غفلت بيمارتر است . ندانم تا آن را حسرت پايندهتر است ، يا اين را غفلت گزايندهتر است . ندانم تا « 14 » آن « 15 » در لحد پشيمانتر است ، يا اين بىخرد و بىفرمانتر است . ندانم تا آن گور « 16 » تاريكتر است ، يا
هامش
( 1 ) - در وقت لقا ز جمله كوتاهى به
( 2 ) - ندارد
( 3 ) - + او
( 4 ) - در متن :
عقلست
( 5 ) - + او
( 6 ) - جلال و جمال
( 7 ) - « ارباب توفيق » ندارد
( 8 ) - مملوة
( 9 ) - در متن ندارد
( 10 ) - زير
( 11 ) - دلها
( 12 ) - ندارد
( 13 ) - ندارد
( 14 ) - كى
( 15 ) - اين
( 16 ) - + تنگ .
( 1 - ) سورهء نجم / 17